دسته بندی :

آخرین مطالب سایت

اینستاگرام ما

ما را فالو کنید

نحوه طرح دادخواست اعتراض ثالث نسبت به حکم دادگاه

اعتراض ثالث

اعتراض ثالث نسبت به حکم

مبنای حقوقی دادخواست

اعتراض ثالث، اگر حکمی از سوی دادگاه صادر شود، این حکم نه تنها نسبت به طرفین پرونده معتبر و مجری است که نسبت به اشخاص ثالثی هم که در دعوا به عنوان یکی از طرفین حضور نداشته اند ، قابلیت اجرا دارد.

حال اگر حکمی از سوی دادگاه صادر شود و شخص ثالثی از اجرای حکم متضرر شود ، شخص ثالث می تواند دادخواست اعتراض ثالث را تقدیم دادگاه کرده و از حقوق خود در دادگاه دفاع کند.

به عنوان مثال: ممکن است دادگاه حکمی دایر بر الزام شخصی به تنظیم سند رسمی صادر کند و شخص ثالثی بعد از صدور حکم ، مدعی مالکیت ملک به استناد مبایعه نامه ی عادی شود.

هم چنین در مواردی که شخص ثالث از رای داور متضرر شود ، می تواند دادخواست خود مبنی بر اعتراض ثالث را تقدیم دادگاه کند.

فهرست مطالب

کاربر گرامی، در صورت نیاز به وکیل پایه یک کلیک نمایید.

اشکال مختلف اعتراض ثالث

اعتراض ثالث بر اساس زمان و موقعیتی که اعتراض در آن مطرح می‌شود به دو دسته تقسیم می‌شود: اعتراض ثالث اصلی و اعتراض ثالث طاری. در ادامه به بررسی هر یک از این دو نوع اعتراض می‌پردازیم:

۱. اعتراض ثالث اصلی

در اعتراض ثالث اصلی، به محض اینکه شخص ثالث متوجه شود که حکم صادره از سوی دادگاه، حقوق و منافع او را تحت تأثیر قرار داده است، می‌تواند نسبت به آن حکم اعتراض کند. در این حالت، شخص ثالث موظف است اعتراض خود را به همان دادگاهی که حکم قطعی مورد اعتراض را صادر کرده، تسلیم نماید. به عنوان مثال، اگر رأی از سوی دادگاه تجدید نظر صادر شده باشد، شخص ثالث باید اعتراض خود را به دادگاه تجدید نظر استان ارائه دهد.

۲. اعتراض ثالث طاری

براساس ماده ۴۱۹ قانون آئین دادرسی مدنی، اعتراض طاری (یا غیر اصلی) به معنای اعتراض یکی از طرفین دعوا به رأیی است که پیش‌تر در دادگاهی صادر شده و طرف مقابل آن رأی را برای اثبات ادعای خود در خلال دادرسی به عنوان دلیل ارایه داده است.

در این مورد، ممکن است پس از صدور حکم در یک پرونده، یکی از طرفین دعوا در پرونده دیگری با استفاده از حکم صادره در دادگاه اول به دفاع بپردازد. در چنین وضعیتی، طرف دیگر دعوا در پرونده دوم می‌تواند به حکم صادره در پرونده اول اعتراض نماید. این نوع اعتراض، اعتراض ثالث طاری نامیده می‌شود.

شبکه های اجتماعی اوان

تلگراماینستاگرامروبیکا

قرار تاخیر اجرای حکم

لازم به ذکر است که اعتراض ثالث ، موجب تاخیر اجرای حکم قطعی نمی باشد؛ اما اگر اجرای حکم ، موجب بروز ضرر غیر قابل جبرانی شود ، دادگاه می تواند ، پس از اخذ تامین مناسب از معترض ثالث ، قرار تاخیر اجرای حکم را صادر کند.

طرفین دعوا

شخص ثالثی که نسبت به حکم صادره از دادگاه معترض است و در جریان دادرسی حضور نداشته است ، خواهان می باشد و طرفین پرونده های اصلی که محکوم له و حکم ، له و علیه آن ها صادر شده است نیز خوانده ی دعوا محسوب می شود.

مرجع صالح برای رسیدگی

اعتراض ثالث به حکم در همان مرجعی طرح می شود که حکم اصلی را صادر کرده است. مگر در خصوص اعتراض ثالث طاری ، همان دادگاهی که دعوای اصلی در آن مطرح است ، به اعتراض ثالث رسیدگی می کند.

نحوه ی اجرای رای

در صورت وارد دانستن اعتراض ثالث نسبت به حکم از سوی دادگاه ، دادگاه حکم صادر شده را نقض می کند.

اگر معترض ثالث نسبت به بخشی از حکم صادر شده ، اعتراض داشته باشد و حکم ، قابل تفکیک باشد ، دادگاه صرفا همان بخش رای را نقض می کند و در صورتی که رای ، قابل تفکیک نباشد ، کل رای نقض می شود.

اعتراض ثالث نسبت به حکم

اعتراض ثالث بعد از اجرای حکم

به طور کلی، اعتراض ثالث معمولاً قبل از اجرای حکم ارائه می‌شود. به عبارت دیگر، در بسیاری از موارد، شخص ثالث پس از صدور حکم از آن مطلع شده و قبل از اجرای آن، به حکم اعتراض می‌کند. با این حال، ممکن است به دلایل مختلف، شخص ثالث تا زمان اجرای حکم یا حتی مدتی پس از آن از رأی دادگاه آگاهی نداشته باشد و نسبت به آن اقدام نکند.

به همین سبب، قانون‌گذار در ماده ۴۴۲ قانون آیین دادرسی مدنی، شرایطی را برای این موارد در نظر گرفته است. این ماده مقرر می‌دارد که “اعتراض شخص ثالث، قبل از اجرای حکم مورد اعتراض قابل طرح است و پس از اجرای آن، تنها در صورتی قابل طرح است که ثابت شود حقوقی که مبنای اعتراض است به جهاتی از جهات قانونی ساقط نشده است.”

به عبارت دیگر، پس از اجرای حکم، شخص ثالث می‌تواند به رأی اعتراض کند تا زمانی که اسناد و مدارکی که حقوق او را در این زمینه اثبات می‌کند، موجود باشد و همچنین حقوق ثالث به لحاظ قانونی اسقاط (از اعتبار افتادن یا از بین رفتن) نشده باشد.

اگر به دنبال موسسه حقوقی هستید اینجا کلیک کنید

برخی نکات کلیدی مرتبط با دعوی

دعوی اعتراض ثالث نسبت به حکم، تنها پس از صدور حکم یا قرار مرتبط می‌تواند مطرح گردد و قبل از آن اعتبار قانونی نخواهد داشت.

در دعوی اعتراض ثالث، موضوع خواسته باید صرفاً اعتراض به دادنامه مورد نظر باشد و ذکر هر گونه خواسته دیگر از نظر قانونی وجاهت نخواهد داشت و قابل بررسی نیست.

شخص ثالث حق دارد به هر گونه رأی صادره از دادگاه‌های عمومی، انقلاب و تجدید نظر اعتراض نماید، مشروط بر این که رأی صادره باید قطعی باشد. در غیر این صورت، معترض موظف است منتظر بماند تا در صورت درخواست تجدیدنظر، به عنوان شخص ثالث وارد دعوی گردد.

همچنین، هیچ نوع محدودیت زمانی برای اعتراض به حکم از سوی اشخاص ثالث وجود ندارد.

می‌بایست توجه داشت که اعتراض ثالث نسبت به حکم با اعتراض ثالث نسبت به اجرای حکم از نظر ماهیت، تفاوت دارد و تشریفات رسیدگی به هر یک از این دو دعوی به صورت جداگانه خواهد بود.

نقش وکیل در اعتراض ثالث بعد از اجرای حکم

با توجه به پیچیدگی‌های مرتبط با اثبات حقوق پس از اجرای حکم و همچنین ریسک از بین رفتن یا به اصطلاح اسقاط حقوق مورد اعتراض در این نوع پرونده‌ها، به کارگیری یک وکیل متخصص و باتجربه در این زمینه امری ضروری و توصیه شده است.

گروه وکلای اوان با داشتن تجربه و دانش لازم در امور حقوقی، می‌تواند در ارائه مشاوره و راهنمایی‌های قانونی مؤثر در مراحل مختلف اعتراض ثالث به شما کمک کند. این وکلا با تحلیل دقیق پرونده و مستندات مربوطه، به شما انعطاف و توانایی بهتری برای دفاع از حقوق خود می‌دهند و همچنین در جلوگیری از اسقاط حقوق شما نقش مؤثری ایفا می‌کنند.

مستندات قانونی

ماده ۴۱۷ قانون آیین دادرسی مدنی

اگر در خصوص دعوایی رایی صادره شود که به حقوق شخص ثالث خللی وارد اورد و آن شخص یا نماینده او در دادرسی که منتهی به رای شده است به عنوان اصحاب دعوا دخالت نداشته باشد، می تواند نسبت به آن رای اعتراض نماید.

ماده ۴۱۸ قانون آیین دادرسی مدنی

درمورد ماده قبل شخص ثالث حق دارد به هر گونه رای صادره از دادگاههای عمومی، انقلاب و تجدیدنظر اعتراض نماید و نسبت به حکم داور نیز کسانی که خود یا نماینده آنان در تعیین داور شرکت نداشته اند می توانند به عنوان شخص ثالث اعتراض کنند.

ماده ۴۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی

اعتراض شخص ثالث بر دو قسم است :

الف – اعتراض اصلی عبارتست از اعتراضی که ابتدا از طرف شخص ثالث صورت گرفته باشد.

ب – اعتراض طاری (غیر اصلی) عبارتست از اعتراض یکی از طرفین دعوا به رایی که سابقا در یک دادگاه صادر شده و طرف دیگر برای اثبات مدعای خود، در اثنای دادرسی آن رای را ابراز نموده است.

ماده ۴۲۰ قانون آیین دادرسی مدنی

اعتراض اصلی باید به موجب دادخواست و به طرفیت محکوم له و محکوم علیه رای مورد اعتراض باشد. این دادخواست به دادگاهی تقدیم می شود که رای قطعی معترض عنه راصادر کرده است. ترتیب دادرسی مانند دادرسی نخستین خواهد بود.

ماده ۴۲۱ قانون آیین دادرسی مدنی

اعتراض طاری در دادگاهی که دعوا در آن مطرح است بدون تقدیم دادخواست به عمل خواهد امد، ولی اگر درجه دادگاه پایین تر از دادگاهی باشد که رای معترض عنه را صادر کرده، معترض دادخواست خود را به دادگاهی که رای را صادر کرده است تقدیم می نماید و موافق اصول، در آن دادگاه رسیدگی خواهدشد.

ماده ۴۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی

اعتراض شخص ثالث قبل از اجرای حکم مورد اعتراض، قابل طرح است و بعد از اجرای آن در صورتی می توان اعتراض نمود که ثابت شود حقوقی که اساس و ماخذ اعتراض است به جهتی از جهات قانونی ساقط نشده باشد.

ماده ۴۲۳ قانون آیین دادرسی مدنی

در صورت وصول اعتراض طاری از طرف شخص ثالث چنانچه دادگاه تشخیص دهد حکمی که درخصوص اعتراض یادشده صادر می شود موثر در اصل دعوا خواهد بود، تا حصول نتیجه اعتراض، رسیدگی به دعوا را به تاخیر می اندازد. در غیر این صورت به دعوای اصلی رسیدگی کرده رای می دهد و اگر رسیدگی به اعتراض برابر ماده با دادگاه دیگری باشد به مدت بیست روز به اعتراض کننده مهلت داده می شود که دادخواست خود را به دادگاه مربوط تقدیم نماید.

چنانچه در مهلت مقرر اقدام نکند دادگاه رسیدگی به دعوا را ادامه خواهد داد.

ماده ۴۲۴ قانون آیین دادرسی مدنی

اعتراض ثالث موجب تاخیر اجرای حکم قطعی نمی باشد. در مواردی که جبران ضرر و زیان ناشی از اجرای حکم ممکن نباشد دادگاه رسیدگی کننده به اعتراض ثالث به درخواست معترض ثالث پس از اخذ تامین مناسب قرار تاخیر اجرای حکم را برای مدت معین صادر می کند.

ماده ۴۲۵ قانون آیین دادرسی مدنی

چنانچه دادگاه پس از رسیدگی، اعتراض ثالث را وارد تشخیص دهد، آن قسمت از حکم را که مورد اعتراض قرار گرفته نقض می نماید و اگر مفاد حکم غیرقابل تفکیک باشد، تمام آن الغاء خواهد شد.

رویه و نظرات قضایی

رای شماره ۹۳۳ مورخ ۲۹/۴/۱۳۱۸ شعبه ی ۳ دیوان عالی کشور

اگر شخص ثالث در ضمن لوایح و در جلسه ی رسیدگی صدور حکم مبنی بر مالکیت ، ملک را مستند به تبانی و مواضعه ی ناقل ملک با خوانده معرفی کند این جمله در معنی اعتراض طاری است که به حکم مزبور شده است.

رای شماره ی ۳۶۹۱/۲۶ مورخ ۱۴/۱/۱۳۰۹ آرای تمیزی دیوان عالی کشور

شخص ثالث باید اعتراض خود را به آخرین محکمه که صادر کننده ی حکم بوده است ، تقدیم کند. بنابر این حکم محکمه ی استیناف ، اگر مبنی بر تایید حکم برائت باشد، اعتراض شخص ثالث به محکمه ی استیناف ، داده می شود.

رای شماره ۷۷۶ مورخ ۳/۷/۹۱ شعبه ی ۳۳ دادگاه تجدید نظر استان تهران

در صورتی که دادگاه تجدید نظر; قرار رد دعوی تجدید نظر خواهی را صادر کند; رسیدگی به دعوای اعتراض ثالث در صلاحیت دادگاه بدوی است  نه تجدید نظر.

رای شماره ۸۴۷ مورخ ۲/۷/۹۱ شعبه ی ۳۳ دادگاه تجدید نظر استان تهران

از ارکان دعوای اعتراض ثالث این است که به حقوق ثالث ، خللی وارد آید. چنان چه دادخواست خواهان دعوی اصلی رد شده باشد; این رای نمی تواند موجب خللی به حقوق ثالث باشد و لذا اعتراض ثالث; مبتنی بر آن مردود است.

رای شماره ی ۶۸۴ مورخ ۲۱/۶/۹۱ شعبه ی ۳۷ دادگاه تجدید نظر استان تهران

در اعتراض شخص ثالث; حق ثالث باید قبل از صدور رای معترض عنه ایجاد شده باشد; و فردی که پس از صدور رای; محکوم به موضوع رای دادگاه به وی منتقل می شود; قائم مقام یکی از اصحاب دعوا است و ثالث تلقی نمی شود.

جمع بندی

در اعتراض ثالث، موضوع دعوا تنها نقض حکم قبلی است. معترض ثالث نمی‌تواند به غیر از درخواست نقض حکم قبلی، خواسته دیگری مانند مطالبه یا خلع ید به نفع خود مطرح کند. بلکه پس از نقض حکم، اگر خواسته‌ای داشته باشد، باید آن را به صورت دعوای مستقل مطرح نماید.

معترض ثالث ملزم است که از تمامی طرق دفاعی ممکن جهت نقض حکم مورد اعتراض استفاده کند. به علت این الزام، فرد معترض نمی‌تواند پس از رد دعوای اعتراض ثالث، و با تغییر در دلیل، مجدداً همان دعوا را اقامه کند.

در صورتی که دادگاه در بررسی دعوای اعتراض ثالث، ادعای معترض را وارد بداند، با اثبات این ادعا، حق جدیدی برای او ایجاد می‌شود. بر اساس احراز این حق، هر شخص ثالثی که این وضعیت را به ضرر خود ببیند، تنها در چارچوب اعتراض ثالث می‌تواند حقوق خود را پیگیری کند.

با توجه به شرایط فوق، تصمیم دادگاه در این زمینه باید به صورت «حکم» صادر گردد. بدین معنا که امکان نقض حکم مورد اعتراض تنها به دلیل ایرادات شکلی توسط شخص ثالث، قابل قبول نخواهد بود.

سوالات متداول

اعتراض ثالث به معنای این است که شخصی غیر از طرفین اصلی دعوا نسبت به حکمی که صادر شده است، اعتراض می‌کند. این اعتراض می‌تواند تنها پس از صدور حکم و قبل از اجرای آن مطرح شود. همچنین در صورتی که حقوق آن شخص به واسطه حکم تحت تأثیر قرار گیرد، قادر به اقامه این دعوی است.

خیر، در اعتراض ثالث، شخص معترض تنها می‌تواند نسبت به نقض حکم قبلی اقدام کند و حق ندارد خواسته‌ای دیگر مانند مطالبه یا خلع ید را در همان دعوا مطرح نماید. در صورت نیاز به طرح خواسته جدید، باید دعوای مستقل دیگری اقامه کند.

خیر، شخص معترض پس از رد دعوای اعتراض ثالث حق ندارد دوباره همان دعوا را با تغییر دلایل اقامه کند. او ملزم است که تمامی طرق دفاعی خود را در مرحله اول اعتراض استفاده کند و قادر به تکرار دعوا نخواهد بود.

در صورتی که دادگاه ادعای معترض ثالث را تأیید و وارد بداند، حق جدیدی برای معترض به وجود می‌آید. هر شخص ثالثی که این حق را به ضرر خود ببیند، تنها می‌تواند در چارچوب اعتراض ثالث به پیگیری حقوق خود ادامه دهد. به علاوه، تصمیم دادگاه در این زمینه باید به صورت «حکم» صادر گردد.

    ترک یک پاسخ

    آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. زمینه های مورد نیاز علامت گذاری شده اند*